خانه | اویاما؛ بنیانگذار کیوکوشین
اویاما؛ بنیانگذار کیوکوشین

اویاما؛ بنیانگذار کیوکوشین

در سال ۱۹۲۳ درجنوب غربی کره متولد شد و در نه سالگی شروع به فراگیری کمپوی کره ای نمود. پس از خاتمه دبیرستان در سئول(پایتخت کره)، در سال ۱۹۳۸ پدرش او را به ژاپن فرستاد تا آموزش خلبانی ببیند. در ژاپن ابتدا جودو را آموخت و سپس به فراگرفتن کاراته زیر نظر فوناکوشی پرداخت. در ۱۷ سالگی آنچنان پیشرفتی در کاراته داشت که به درجه دان ۲ مفتخر شد و به دنبال آن در ۲۲ سالگی به درجه دان ۴ ارتقای یافت و پس از مدتی در خاتمه جنگ جهانی دوم، به مقام قهرمانی کاراته ژاپن نائل شد. وی سپس مدتی را به تمرینات سخت روحی و جسمی ادامه داد و سپس با ابداعاتی که در کاراته‌های موجود ایجاد نموده بود، کاراته کیوکوشین کای کان را بنیان گذارد. آنگاه وی شروع به مسافرت به اطراف دنیا به خصوص اروپا و آمریکا نمود. که در این مسافرتها شاهکار عملیات کاراته را به نمایش گذاشت، از جمله مبارزات وی با گاوهای وحشی و شکستن اجسام سخت زبانزد خاص و عام است.یکی از شاهکارهای اونیزمبارزه کردن باسیصد نفر از شاگردان خود درطول سه روزبودکه تمام آنها راباپیروزی پشت سر گذاشت.او در روزچهارم نیز اعلام آمادگی کرد اما کسی حاضر به رویارویی با وی نشد. سرانجام وی در سال ۱۹۵۶ بطور رسمی مقدمات اولین باشگاه کیوکوشین کای کان را در توکیو بنیان نهاد.وی در سال ۱۹۹۴ در سن ۷۱ سالگی به خاطر بیماری سرطان ریه در گذشت.

اویاما به قدرتهای فوق العاده ای دست پیدا کرده بود و این امر باعث شده بود اشکالات و نواقص دیگر سبکهای موجود آن عصر را به آنها تذکر دهد اما آنها به جای اینکه عملکرد تمرین و شیوه های غلط خود را برای انسجام بخشیدن و پر قدرت کردن هنر رزمی یک کشور تغییر دهند با وی دشمنی کردند و یک شکارچی را برای کشتن اویاما اجیر کردند شکارچی برای کشتن اویاما به جنگل رفت وی را پیدا کرد و در حالی که نزدیک اویاما می شد اویاما نیز به نزدیکی وی می رفت در یک لحظه در چند متری هم قرار گرفتند شکارچی به محض نشانه رفتن به سمت اویاما با ضربه ناکایوبی اویاما مواجه شد ( ضربه بند دوم انگشت بزرگ ) و در جا جان داد این امر باعث شد اویاما برای همیشه کاراته را کناربگذارد و به سمت منطقه کیوتو روانه شد و به محل زندگی شکارچی رفت . موضوع را به خانواده شکارچی گفت و با مشکلات زیاد یک سال به شکل مجانی برای آن خانواده کشاورزی کرد دیگر کیو کوشین را فراموش کرده بود و در طول این یک سال حتی یک تکنیک کاراته هم اجرا نکرد , در این مدت مردان زیادی برای حمایت اویاما به دیدنش می آمدند و از هر لحاظ به وی پیشنهاد هایی می دادند ولی اویاما به هیچ چیز به غیر از خدمت کردن به خانواده آن شکارچی که به ناخود آگاه کشته شده بود فکر نمی کرد بالاخره خانواده شکارچی به اویاما گفتند : تو دیگر وظیفه ای در قبال ما نداری و ما نیز از تو رضایت کامل داریم , تو نیز برای قویتر شدن و خدمت به دیگران ما را ترک کن . اویاما باری دیگر به دنیای پر رمز و راز هنر های رزمی برگشت و خود ایشان بیان می کردند پس از گذشت یک سال , در حالی که حتی یک تکنیک هم نزده بودم احساس می کردم قویتر شده ام و تسلط بیشتری در اجرای فنون دارم اویاما به یک کشتارگاه گاه رفت و در آنجا ادعا کرد من می توانم با یک مشت خود , گاو را بکشم . آنها تعجب کردند ولی برای ارضای حس کنجکاوی این مسئله را قبول کردند و به اویاما اجازه دادند تا این تمرین را انجام دهد . اویاما روبروی یک گاو نر ایستاد و یک مشت قوی به قسمت میانی سر گاو زد و گاو پس از خونریزی مغزی از پا افتاد و از همانجا بود که اویاما به نمایش خارق العاده خود یعنی مبارزه کردن با گاوهای نر وحشی پرداخت , به مکانهای مختلف جهان سفر کرد و نمایش داد . در طول زندگی خود با ۵۱ گاو وحشی مبارزه کرد وی برای به نظم در آوردن سبک خود بسیار تلاش کرد از جمله مبارزه کردن با افراد قوی دنیا که این نیز یکی از کارهای عجیب وی بود که خود ایشان به نقاط دور دست دنیا سفر می کرد تا فرد قوی را برای مبارزه پیدا کند یکی از سفر های ایشان به تایلند و مبارزه کردن با کبری سیاه بود . داستان از این قرار استاد اویاما برای مبارزه با قویترین مرد تایلند که قهرمان جهان هم شده بود ( در رشته موای تای ) به آنجا سفر کرد . در سفر به تایلند با مترجم خود به روستایی که محل زندگی کبری سیاه بود رسیدند . یک روز قبل از اجرای مبارزه وی با اویاما , مترجم اویاما را برای گردش به رودخانه ده می برد . به رودخانه که می رسند اویاما به صحنه­ای بر می خورد که برایش تعجب آور بود وی پسر بچه ای را دید که میان آب است و دستهای خود را روی هم قرار داده و در این حالت به داخل آب نگاه می کند . دخترکی هم آن طرف رودخانه به برادر خود نگاه می کند انگار که هر دو نفر منتظر اتفاقی هستند اویاما از مترجم خود سوال کرد که آنها در حال انجام دادن چه کاری هستند ؟ در پاسخ مترجم گفت : صبر کن تا خودت ببینی ! پس از چند لحظه پسرک آب جلوی پای خود را به کمک پای راست خود در حال دورانی به شکل یک گرد آب در آورد و ماهی را که میان این گرداب به بالا آمده بود توسط دستانش گرفت و برای خواهرش پرتاب کرد . اویاما گفت : اوه ! عجب عکس العمل سریع و چه پاهای پر قدرتی . به دنبال کشف این قدرت بود . مقداری که جلوتر رفتند دیدند که خانه های مردم ده بالای درخت ساخته شده و مردم هم به خاطر این مسئله و برای اینکه هر روز می بایست چندین بار از این درختان بالا و پائین بروند دارای پاهای قوی و سریعی هستند , بالاخره روز مسابقه فرا رسید همه کبری سیاه را تشویق می کردند وی دارای جثه ای قوی و کاملا عضلانی بود . اویاما هم مصمم و با اطمینان کامل به میدان مبارزه نزدیک شد تا اینکه مبارزه شروع شد و تکنیکهایی با احتیاط کامل از هر دو مبارز رد و بدل می شد تکنیکهایی که نمایانگر شناخت حریفان از همدیگر بود . کبری سیاه دارای پاهای قوی بود و استقرار وی که به ژاپنی داچی گفته میشود بسیار فشرده بود . ضربات وی انفجاری و مهلک بود اویاما به مبارزه سختی دعوت شده بود از سوی دیگر هم مردم شعار می دادند کاراته کار ژاپنی باید بمیرد .!کبری سیاه چند حمله فوق العاده سرعتی با گامهای بلند داشت و اویاما در یک لحظه و در تصمیمی قاطع به فکرش حرکتی خطور کرد که از یک پسر بچه کوچک دیروز یاد گرفته بود بله اویاما مانند پسرک ماهی گیر پاهایش را دور زانوی کبری سیاه حلقه کرد و با تمام قدرت خود وی را به سمت بالا پرتاب کرد و در این حرکت غافلگیرانه حریف به پشت نقش بر زمین شد و به نفس نفس زدن تند افتاد اویاما دستش را گرفت و از او پوزش خواست و گفت این هنر را از بچه ای که اهل همین ده است دیروز یاد گرفته ام و امیدوارم کار ساز بوده باشد . کبری سیاه احترام عمیقی به اویاما کرد و ماجرا به خوشی تمام شد.

یکی دیگر از کارهای فوق العاده مرحوم اویاما شکستن سر بطری بود , وی بارها و بارها این کار را در جاهای مختلف انجام داد . همچنین قادر بود سنگهای رودخانه را با دستان خالی خرد کند اما کاری که ایشان در مبارزه با تعداد زیادی از مبارزان و جنگجویان قوی کرد بسیار جالب تر از مقام و لقب پدر شکستن اجسام سخت است قبل از اویاما در تاریخ هنرهای رزمی یک کندوکار ( هنر رزمی که توسط چوب دستی , شمشیر و …. ) انجام می شود توانسته بود مبارزه ۲۰۰ نفره را با موفقیت انجام دهد اما اویاما تصمیم به مبارزه با ۳۰۰ نفر از بهترین مبارزان که بیشتر آنها از شاگردان قوی اویاما که از قهرمانان جهان هم بودند را می گیرد فراخوانی می کند و در سه روز پیاپی در هر روز با ۱۰۰ نفر مبارزه می کند در آخر با اینکه ایشان آسیب دیده بودند باز اعلام آمادگی می کنند ولی دیگر کسی ابراز وجود نکرد اویاما در زندگی دچار تحولات زیادی شده , سختیهای بسیاری را تحمل کرده و ریاضتهای زیادی برای ارتقای این هنر والا کشیده است پس چنین نتایجی فقط و فقط برازنده ایشان است و بس شاید برخی ها با خواندن این داستانها و عجایبی که اویاما خلق کرده با خود بگویند در تعاریف از اویاما اغراق شده است اما این را باید بگویم هر آنچیزی که تا الان نوشته ایم و خواهیم نوشت واقعیت دارد و در صورت تمایل می توانید نوشته های معتبر در مورد اویاما , خاطرات اویاما در مقاله های مختلف و حتی فیلمهای مستند این استاد بزرگ را مشاهده کنید تا به این باور برسید که اویاما یک واقعیت در هنرهای رزمی بود که دیگر مستاق وی را نخواهیم یافت .

کیوکوشین یعنی حقیقت نهایی و رسیدن به این مرحله مستلزم تمرینات کشنده روحی و جسمی است , بگذارید از اسرار کاراته بگویم ! مرحوم اویاما می گوید : [ اگر شاگردانم در مورد اسرار کاراته از من سوال نکنند من همه تجربیات عادی خود را در اختیارشان می گذارم .

کاراته در نگاه اول به یک سیستم مبارزاتی و شاید دفاعی شباهت دارد که خیلی از مردم به شکلی تفریحی یا کاربردی از آن بهره جسته اند اما عمق و ژرفای کاراته خیلی فراتر از آن چیزی است که ما می بینیم و آن به اندازه درک هر شخص مجسم می شود . روزی اویاما در مورد حالات ذن ( تزکیه , مراقبه ) برای تعدادی از خارجیان ( غیر ژاپنی ها) سخنرانی می کرد و تصمیم داشت در مورد مباحث ماورائی ذن صحبت کند همان لحظه یک نفر عجولانه سوال کرد ؟استاد ذن را درک نمی کنم و فکر می کنم فقط برای شما ژاپنی ها قابل درک است . اویاما لبخندی زد و گفت : این طور نیست بگذار بگویم چگونه وارد ذن شوی شما حتی می توانی هنگام آشپزی کردن هم وارد ذن شوید فقط باید همان کاری را بکنید که در حال انجام دادن آن هستید مثلا در کاراته ! شما تعدادی از تکنیکهای کارانه را با ذهنی مصمم , صادق و متمرکز انجام دهید اگر موفق شدید بدانید شما وارد مرحله ذن شده اید . البته اصل گفته شده مباحث ریز دیگری هم دارد که در صورت تمایل شما عزیزان در مراحل بعدی برای شما خواهم گفت : بله این است اسرار کاراته که به سادگی بیان می شود . اما برای رسیدن به مراحل اوج قدرت بایستی زحمات بسیار زیادی را تحمل کرد . سختیهای روحی که گاهی اوقات بسیار سنگین تر از ضربات حریف است . حرفهایی که می بایست در دل بماند و موانعی که برای عبور از آنها هیچ کس بجز خدا شما را یاری نمی کند حتی نزدیکترین کسان شما را به حال خود وا می گذارند بعد از مدتی احساس می کنید کسی شما را درک نمی کند مگر تنها کسانی که آن هم هر چند سال برای مدتی کوتاه به گونه ای گذرا به حال شما واقف هستند و دیگر شما هستید و شما در میان همه دردها در این حالبایستی به تقویت قوای درونی بپردازید و از هیچ چیز نهراسید به خود بقبولانید که شما از دیگران پیشی گرفته اید

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

رفتن به بالا